در قسمت ششم مجموعهی یادداشتبرداری با روش جعبهای آشنا شدیم. این روش اطلاعات مرتبط را در بخشهای مشخص قرار میدهد و مرز میان دستهها را روشن میکند.
اما همهی مطالب ساختار دستهبندیشده ندارند. گاهی یک ایده به ایدهی بعدی میرسد. یک علت، چند پیامد ایجاد میکند. همچنین ممکن است یک فرایند در چند مرحله پیش برود.
در چنین شرایطی، روش یادداشتبرداری جریانی میتواند انتخاب مناسبی باشد. این روش کمک میکند بهجای رونویسی جملهها، مسیر شکلگیری یک توضیح و ارتباط میان ایدهها را روی صفحه ثبت کنیم.
روش یادداشتبرداری جریانی چیست؟
در روش یادداشتبرداری جریانی، ایدههای اصلی با عبارتهای کوتاه ثبت میشوند. سپس با خط، پیکان، شکل یا نماد به یکدیگر متصل میشوند.
هدف این روش، نوشتن تمام جملههای مدرس یا متن منبع نیست. هدف اصلی، پیدا کردن منطق موضوع و ارتباط میان اطلاعات است.
برای مثال، فرض کنیم موضوع درس «تأثیر کمخوابی بر یادگیری» باشد. میتوانیم جریان اصلی را اینطور ثبت کنیم:
کمخوابی
↓
کاهش توجه
↓
افزایش خطا هنگام تمرین
↓
دریافت بازخورد نادرست یا ناقص
↓
یادگیری ضعیفتر
در این مثال، صفحه فقط چند واقعیت جداگانه را نشان نمیدهد. بلکه مشخص میکند یک عامل چگونه میتواند به مجموعهای از پیامدها منتهی شود.
به همین دلیل، روش جریانی بیشتر از اینکه بر «نوشتن اطلاعات» تمرکز کند، بر نمایش ارتباط اطلاعات تمرکز دارد.
تفاوت روش یادداشتبرداری جریانی با نقشه مفهومی چیست؟
روش جریانی و نقشهی مفهومی هر دو میتوانند از خط و پیکان استفاده کنند. بااینحال، هدف و ساختار آنها یکسان نیست.
نقشهی مفهومی معمولاً برای نمایش ساختار کلی یک موضوع و ارتباط میان چند مفهوم استفاده میشود. در این روش، گرهها و پیوندها ساختار مشخصتری دارند و نوع رابطه میان مفاهیم اهمیت زیادی دارد.
در مقابل، روش یادداشتبرداری جریانی آزادتر است. این روش میتواند همزمان با توضیح مدرس یا حرکت ذهن ما شکل بگیرد.
برای مثال، یک یادداشت جریانی میتواند از یک ایده شروع شود، به چند مسیر تقسیم شود و دوباره به یک نتیجه برسد.
بنابراین:
- برای نمایش ساختار کلی مفاهیم، نقشهی مفهومی گزینهی مناسبی است.
- برای دنبالکردن یک بحث، استدلال یا فرایند، روش جریانی کاربرد بیشتری دارد.
- اگر ارتباط میان اطلاعات در طول توضیح تغییر میکند، روش جریانی انعطاف بیشتری ایجاد میکند.
تفاوت روش جریانی با فلوچارت چیست؟
فلوچارت برای نمایش دقیق مراحل، تصمیمها و مسیرهای یک فرایند طراحی شده است. در فلوچارت، هر شکل معمولاً معنای مشخصی دارد.
برای مثال:
- مستطیل معمولاً یک مرحله یا فعالیت را نشان میدهد.
- لوزی برای تصمیمگیری به کار میرود.
- پیکان مسیر حرکت را مشخص میکند.
اما روش جریانی به چنین قواعدی وابسته نیست. میتوانیم از عبارتهای کوتاه، پیکان، طرحهای ساده و نشانههای شخصی استفاده کنیم.
بنابراین، اگر قرار است یک الگوریتم یا دستورالعمل دقیق را ثبت کنیم، فلوچارت انتخاب مناسبتری است.
اما اگر هدف ما فهمیدن منطق یک توضیح، استدلال یا زنجیرهی علت و معلولی باشد، روش جریانی آزادی بیشتری به ما میدهد.
چگونه یادداشت جریانی بسازیم؟
برای ساخت یک یادداشت جریانی، لازم نیست از ابتدا صفحه را با شکلهای پیچیده پر کنیم. بهتر است جریان یادداشت را مرحلهبهمرحله بسازیم.
مرحله اول: پرسش اصلی را مشخص کنیم
ابتدای صفحه، عنوان موضوع و پرسش اصلی را بنویسیم.
برای مثال:
چرا شکستهای تکراری میتوانند انگیزهی ادامهدادن را کاهش دهند؟
این پرسش به ما کمک میکند هنگام شنیدن یا خواندن، اطلاعات مرتبط را بهتر تشخیص دهیم.
در نتیجه، بهجای ثبت همهی جملهها، نکاتی را انتخاب میکنیم که در پاسخ به پرسش اصلی نقش دارند.
مرحله دوم: ایدههای اصلی را کوتاه بنویسیم
هر ایده را با چند واژهی کوتاه ثبت کنیم. همچنین اطراف آن فضای کافی باقی بگذاریم.
روش جریانی به فضای آزاد نیاز دارد. ممکن است بعداً بخواهیم یک مثال، نکته یا ارتباط تازه اضافه کنیم.
جملههای طولانی، حرکت روی صفحه را کند میکنند. بنابراین بهتر است مفهومها را فشرده بنویسیم.
البته نباید اطلاعات مهم را حذف کنیم. عددها، شرطها، فرمولها و واژههای تخصصی باید دقیق ثبت شوند.
مرحله سوم: رابطهها را با پیکان نشان دهیم
پیکان، مسیر ارتباط میان دو ایده را نشان میدهد. بااینحال، کشیدن یک پیکان بهتنهایی همیشه کافی نیست.
بهتر است نوع رابطه را نیز روی پیکان مشخص کنیم.
برای مثال:
- باعث میشود
- نتیجه میدهد
- نمونهای از
- برخلاف
- وابسته است به
- کاهش میدهد
- افزایش میدهد
- فقط در صورت
این عبارتهای کوتاه، رابطه میان دو ایده را روشنتر میکنند.
در نتیجه، احتمال برداشت اشتباه از یادداشت کاهش پیدا میکند.
مرحله چهارم: برداشت خودمان را از منبع جدا کنیم
در یادداشت جریانی میتوانیم مثال، پرسش یا ارتباط شخصی خودمان را هم اضافه کنیم.
این کار میتواند به پردازش فعال مطلب کمک کند. بااینحال، باید مشخص باشد کدام نکته از منبع آمده و کدام بخش، برداشت شخصی ماست.
برای این کار میتوانیم از یکی از این روشها استفاده کنیم:
- یک رنگ متفاوت
- علامت مشخص
- برچسب «برداشت من»
- علامت سؤال برای ایدههای شخصی یا نیازمند بررسی
این تفکیک هنگام مرور اهمیت زیادی دارد. در غیر این صورت، ممکن است تفسیر شخصی خودمان را با یک واقعیت قطعی اشتباه بگیریم.
مرحله پنجم: ابهامها را علامت بزنیم
اگر رابطهی میان دو بخش را نمیفهمیم، نباید برای کاملکردن صفحه حدس بزنیم.
میتوانیم از پیکان نقطهچین یا علامت سؤال استفاده کنیم.
این علامت به ما یادآوری میکند که باید بعداً به منبع مراجعه کنیم یا از مدرس توضیح بیشتری بگیریم.
یک یادداشت خوب فقط پاسخها را نشان نمیدهد. بلکه مشخص میکند کدام بخشها هنوز برای ما روشن نیستند.
مرحله ششم: جریان را با صدای بلند توضیح دهیم
بعد از پایان کلاس یا مطالعه، مسیر یادداشت را از ابتدا دنبال کنیم.
سپس تلاش کنیم کل موضوع را با زبان خودمان توضیح دهیم.
اگر در بخشی از مسیر نتوانیم توضیح دهیم که چرا یک ایده به ایدهی بعدی متصل شده است، احتمالاً آن رابطه را بهخوبی نفهمیدهایم.
در پایان صفحه نیز میتوانیم به سه پرسش پاسخ دهیم:
- موضوع از کجا شروع شد؟
- چه تغییر یا زنجیرهای رخ داد؟
- نتیجه یا پیام اصلی چه بود؟
این مرور کوتاه، یادداشت را از یک صفحهی پر از علامت به ابزاری برای یادگیری تبدیل میکند.
روش یادداشتبرداری جریانی برای چه مطالبی مناسب است؟
روش جریانی زمانی کاربرد بیشتری دارد که موضوع دارای حرکت، تغییر یا رابطه باشد.
برای مثال، میتوان از آن برای این موضوعها استفاده کرد:
- فرایندهای علمی
- زنجیرههای علت و معلولی
- رویدادهای تاریخی
- استدلال و تحلیل
- حل مسئله
- طراحی پروژه
- جلسههای خلاق
- پادکستهای تحلیلی
- چرخهها و بازخوردها
در مقابل، برای مطالبی که بیشتر از نامها، تاریخها، تعریفها یا واقعیتهای مستقل تشکیل شدهاند، روش جریانی ممکن است بعضی جزئیات را حذف کند.
همچنین برای مقایسهی چند موضوع، روش جدولی یا ماتریسی معمولاً انتخاب روشنتری است.
مزایا و محدودیتهای روش جریانی
یکی از مهمترین مزایای روش جریانی، تمرکز بر منطق موضوع است.
ما بهجای دنبالکردن کلمههای مدرس، تلاش میکنیم رابطهی میان ایدهها را پیدا کنیم.
همچنین میتوانیم نکات تازه را به بخشهای قبلی متصل کنیم. در نتیجه، ساختار یادداشت همزمان با شکلگیری فهم ما گسترش پیدا میکند.
بااینحال، این روش محدودیتهایی هم دارد.
یادداشت نهایی ممکن است بسیار شخصی باشد. بنابراین، فرد دیگری شاید نتواند آن را بهراحتی بخواند.
از طرف دیگر، تمرکز بیش از حد بر ایدههای اصلی میتواند باعث حذف مثالها، شرطها یا جزئیات مهم شود.
پس هنگام استفاده از این روش باید بین اختصار و کاملبودن تعادل ایجاد کنیم.
اشتباهات رایج در روش یادداشتبرداری جریانی
استفاده از روش جریانی ساده به نظر میرسد؛ اما چند اشتباه میتواند کیفیت یادداشت را کاهش دهد.
۱. استفاده از پیکانهای بدون برچسب
اگر مشخص نباشد یک پیکان چه رابطهای را نشان میدهد، ممکن است بعداً برداشت اشتباهی داشته باشیم.
پس در روابط مهم، نوع ارتباط را کوتاه بنویسیم.
۲. حذف تمام جزئیات
خلاصهنویسی به معنی حذف همهی جزئیات نیست.
بهتر است برای هر ایدهی اصلی، در صورت نیاز دستکم یک مثال، شاهد، شرط یا نکتهی مهم ثبت کنیم.
۳. مخلوطکردن منبع و نظر شخصی
توضیح منبع و برداشت شخصی باید نشانههای متفاوتی داشته باشند.
در غیر این صورت، هنگام مرور تشخیص آنها دشوار میشود.
۴. وقت گذاشتن بیش از حد برای طراحی
یادداشت جریانی قرار نیست یک اثر هنری باشد.
شکلها باید سریع، ساده و کاربردی باشند. اگر طراحی صفحه زمان زیادی بگیرد، ممکن است تمرکز ما از یادگیری به زیباسازی منتقل شود.
۵. بررسینکردن ارتباطها بعد از کلاس
یک پیکان اشتباه میتواند برداشت ما از یک فرایند را تغییر دهد.
بنابراین، بهتر است بعد از کلاس یا مطالعه، ارتباطهای اصلی را یکبار بررسی کنیم.
چگونه با یادداشت جریانی مرور کنیم؟
مرور یادداشت جریانی فقط به خواندن دوبارهی صفحه محدود نمیشود.
یکی از روشهای مؤثر این است که بعضی از گرهها یا پیکانها را بپوشانیم. سپس تلاش کنیم مسیر ناقص را از حافظه کامل کنیم.
بعد از آن، کل جریان را بدون نگاهکردن به صفحه توضیح دهیم.
حتی میتوانیم یکبار دیگر جریان موضوع را از ابتدا رسم کنیم.
اگر توانستیم مسیر را توضیح دهیم و رابطهی میان ایدهها را درست تشخیص دهیم، احتمالاً ساختار موضوع را بهخوبی فهمیدهایم.
جمعبندی
روش یادداشتبرداری جریانی برای موضوعهایی مناسب است که در آنها ارتباط، تغییر، فرایند یا زنجیرهی علت و معلولی اهمیت دارد.
در این روش، ایدههای اصلی را کوتاه مینویسیم و رابطهی میان آنها را با پیکان، خط و نشانههای ساده مشخص میکنیم.
نکتهی مهم این است که هدف، زیباترکردن صفحه نیست. هدف، ثبت مسیر فکر و منطق موضوع است.
بنابراین، هنگام استفاده از روش جریانی از خودمان بپرسیم:
«این ایده چگونه به ایدهی بعدی مرتبط میشود؟»
اگر بتوانیم پاسخ این سؤال را روی صفحه نشان دهیم، یادداشت ما از یک مجموعه جملهی پراکنده به یک مسیر قابلفهم تبدیل میشود.
در قسمت هشتم مجموعهی یادداشتبرداری، سراغ روش یادداشتبرداری جدولی یا ماتریسی میرویم. این روش برای زمانی کاربرد دارد که بخواهیم چند موضوع را بر اساس معیارهای مشخص مقایسه کنیم و شباهتها، تفاوتها و اطلاعات ناقص را در یک نگاه ببینیم.
