آموزش روش فهرستنویسی یا طرحواره سلسلهمراتبی
در قسمت سوم مجموعه یادداشتبرداری با روش نقشهبرداری آشنا شدیم؛ روشی که برای دیدن ارتباط میان مفهومها، اجزای یک سیستم و رابطههای چندلایه کاربرد دارد.
بااینحال، همه مطالب ساختار شبکهای ندارند.
بسیاری از کتابها، کلاسها و ویدیوهای آموزشی مسیر منظمی را دنبال میکنند. ابتدا موضوع اصلی مطرح میشود، سپس زیرموضوعها، دلایل، مثالها و جزئیات به ترتیب توضیح داده میشوند.
برای چنین مطالبی، روش فهرستنویسی یا طرحواره سلسلهمراتبی میتواند انتخابی سریع، ساده و کاربردی باشد.
در این روش، اطلاعات را از کلی به جزئی مرتب میکنیم و با استفاده از عنوانها و تورفتگیها، ارتباط میان بخشهای مختلف را نشان میدهیم.
روش فهرستنویسی چیست؟
روش فهرستنویسی که با نام طرحواره یا Outline نیز شناخته میشود، اطلاعات را از کلی به جزئی مرتب میکند.
در این روش، موضوعهای اصلی در سطح اول قرار میگیرند. سپس زیرموضوعها، توضیحات، مثالها و جزئیات را با تورفتگی بیشتر زیر آنها قرار میدهیم.
برای مثال:
حافظه
حافظه کاری
ظرفیت محدودی دارد.
اطلاعات را برای مدت کوتاه نگه میدارد.
حافظه بلندمدت
اطلاعات را برای مدت بیشتری نگه میدارد.
مرور و بازیابی آن را تقویت میکند.
در این نمونه، فاصله هر نکته از حاشیه صفحه نشان میدهد که آن نکته به کدام موضوع مربوط است.
بنابراین، مخاطب با یک نگاه میتواند ایدههای اصلی، زیرموضوعها و جزئیات را از یکدیگر تشخیص دهد.
روش فهرستنویسی چه تفاوتی با یک فهرست ساده دارد؟
ممکن است در نگاه اول، فهرستنویسی فقط نوشتن چند نکته پشت سر هم به نظر برسد؛ اما این دو روش تفاوت مهمی دارند.
در یک فهرست ساده، همه نکات معمولاً در یک سطح قرار میگیرند.
مثلاً:
- حافظه کاری
- ظرفیت محدود
- حافظه بلندمدت
- مرور
- بازیابی
در این حالت، رابطه میان نکات چندان مشخص نیست.
اما در طرحواره سلسلهمراتبی، جای هر نکته معنای مشخصی دارد. خواننده میتواند بفهمد کدام نکته موضوع اصلی است، کدام نکته زیرموضوع محسوب میشود و کدام مورد فقط یک توضیح یا مثال است.
به همین دلیل، ساختار صفحه به اندازه خود کلمات اهمیت دارد.
ساختار روش فهرستنویسی چگونه است؟
یک طرحواره ساده میتواند سه سطح اصلی داشته باشد:
سطح اول: ایده اصلی
در این سطح، موضوع اصلی یا بخش مهم درس را مینویسیم.
سطح دوم: زیرموضوعها
در این بخش، قسمتهای اصلی، دلیلها یا دستههای مرتبط با موضوع را قرار میدهیم.
سطح سوم: جزئیات
مثالها، توضیحات، شواهد و نکات تکمیلی در این سطح قرار میگیرند.
البته همیشه لازم نیست از سه سطح استفاده کنی. تعداد سطحها به پیچیدگی موضوع بستگی دارد؛ اما برای بیشتر یادداشتهای روزمره، سه سطح میتواند ساختار مناسبی ایجاد کند.
چگونه از روش فهرستنویسی استفاده کنیم؟
۱. موضوع اصلی را مشخص کن
ابتدا عنوان درس، فصل، مقاله یا ویدیوی آموزشی را در بالای صفحه بنویس.
اگر مطلب یک پرسش اصلی دارد، آن را نیز کنار عنوان قرار بده.
مثلاً اگر موضوع درس «یادگیری مهارت» است، میتوانی این عنوان را در بالای صفحه بنویسی:
یادگیری مهارت
این کار کمک میکند هنگام یادداشتبرداری مسیر اصلی بحث را گم نکنی.
۲. ایدههای اصلی را نزدیک حاشیه بنویس
هر زمان مدرس یا نویسنده وارد یک موضوع جدید میشود، عنوان آن را در سطح اول قرار بده.
عبارتهایی مانند «سه عامل اصلی»، «اولین مرحله»، «دلیل دیگر» یا «در بخش بعد» میتوانند نشانه شروع یک موضوع تازه باشند.
در این مرحله لازم نیست تمام جملههای مدرس را ثبت کنی. ابتدا ایده اصلی را پیدا کن و همان را کوتاه بنویس.
۳. زیرموضوعها را تورفتهتر بنویس
حالا توضیحات، دلیلها یا اجزای مربوط به هر ایده اصلی را کمی داخلتر قرار بده.
اگر مدرس برای یکی از زیرموضوعها مثال یا توضیح بیشتری ارائه کرد، آن را یک سطح دیگر تورفته بنویس.
در این روش، موقعیت نوشته روی صفحه بخشی از معناست.
هرچه نکته جزئیتر باشد، فاصله بیشتری از حاشیه صفحه خواهد داشت.
۴. از فضای سفید استفاده کن
لازم نیست تمام صفحه را با نوشته پر کنی.
وقتی موضوع تغییر میکند، یک خط خالی بگذار. فضای سفید باعث میشود مرز بخشها بهتر دیده شود و هنگام مرور، سریعتر به اطلاعات موردنیاز دسترسی پیدا کنی.
همچنین میتوانی بخشی از فضای خالی را برای اضافهکردن مثال، پرسش یا نکتهای که بعداً به ذهنت میرسد نگه داری.
۵. بعد از کلاس ساختار یادداشت را اصلاح کن
گاهی هنگام کلاس نمیتوانی همان لحظه تشخیص بدهی که یک نکته دقیقاً در کدام سطح قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، اول اطلاعات مهم را سریع ثبت کن. اگر درباره جایگاه یک نکته مطمئن نیستی، کنار آن علامت سؤال بگذار و بعداً ساختار را اصلاح کن.
پس از کلاس میتوانی عنوانها را مرتب کنی، نکات تکراری را حذف کنی و جزئیات را زیر بخش مناسب قرار دهی.
یادداشت خوب لازم نیست همان لحظه کامل باشد. مهم این است که رشته اصلی توضیحات را از دست ندهی.
روش فهرستنویسی برای چه مطالبی مناسب است؟
روش فهرستنویسی برای مطالبی مناسب است که ساختار منظم و سلسلهمراتبی دارند.
برای مثال میتوانی از این روش در موارد زیر استفاده کنی:
- فصلهای کتاب با عنوان و زیرعنوان
- سخنرانیهای منظم
- درسهای نظری
- خلاصهکردن مقاله
- برنامهریزی برای نوشتن مقاله
- طراحی ساختار ارائه
- ثبت مراحل یک پروژه
- تبدیل یک موضوع گسترده به بخشهای کوچکتر
درسهایی مانند تاریخ، زیستشناسی، ادبیات، روانشناسی و مطالعات اجتماعی نیز معمولاً ساختاری دارند که با فهرستنویسی بهخوبی ثبت میشود.
حتی هنگام تولید محتوا هم میتوانی از این روش استفاده کنی. برای مثال، قبل از نوشتن یک مقاله، ابتدا عنوان اصلی، زیرعنوانها و نکات هر بخش را در قالب یک طرحواره مشخص کن.
چه زمانی روش فهرستنویسی انتخاب مناسبی نیست؟
هیچ روش یادداشتبرداری برای همه موقعیتها بهترین گزینه نیست.
اگر کلاس بسیار سریع و پراکنده باشد، تلاش برای تشخیص سطح هر نکته ممکن است تمرکزت را مختل کند. در چنین شرایطی، روش جملهای میتواند برای ثبت اولیه اطلاعات مناسبتر باشد.
همچنین اگر موضوع از رابطههای چندگانه، حلقههای بازخورد یا علتهای مرتبط تشکیل شده باشد، نقشه مفهومی یا روش جریانی میتواند ارتباط میان بخشها را بهتر نشان دهد.
برای مقایسه چند موضوع بر اساس معیارهای مشخص نیز روش جدولی معمولاً انتخاب واضحتری است.
اشتباهات رایج در روش فهرستنویسی
همه نکات را در یک سطح ننویس
اگر تمام جملهها با فاصله یکسان از حاشیه قرار بگیرند، رابطه میان موضوع اصلی و جزئیات مشخص نمیشود.
از سطحهای بیش از حد استفاده نکن
استفاده از پنج یا شش سطح برای یک یادداشت ساده، صفحه را پیچیده میکند و مرور آن را دشوارتر خواهد کرد.
جملههای طولانی ننویس
هر سطر بهتر است یک ایده مشخص را منتقل کند. برای یادداشتبرداری، کلمات کلیدی معمولاً از جملههای طولانی کاربرد بیشتری دارند.
عنوانهای مبهم انتخاب نکن
عنوانهایی مانند «نکته»، «ادامه» یا «توضیحات» اطلاعات زیادی به مخاطب نمیدهند.
به جای «نکته»، بهتر است بنویسی:
عوامل مؤثر بر تمرکز
عنوان دقیق، مرور یادداشت را بسیار سادهتر میکند.
یادداشت را بعد از کلاس رها نکن
چند دقیقه مرور بعد از کلاس میتواند ارزش یادداشت را بیشتر کند. عنوانها را بررسی کن، بخشهای ناقص را تکمیل کن و نکات مهم را به پرسش تبدیل کن.
چگونه با یادداشت فهرستی مرور کنیم؟
یادداشت فهرستی فقط برای ثبت اطلاعات نیست. میتوانی از آن برای بازیابی فعال نیز استفاده کنی.
ابتدا عنوانهای اصلی را بخوان و تلاش کن زیرموضوعها را بدون نگاهکردن به یادداشت به یاد بیاوری.
سپس هر عنوان را به یک پرسش تبدیل کن.
مثلاً عنوان:
عوامل مؤثر بر تمرکز
میتواند به این پرسش تبدیل شود:
چه عواملی بر تمرکز هنگام مطالعه اثر میگذارند؟
حالا بدون نگاهکردن به یادداشت، پاسخ را از حافظه توضیح بده.
در پایان یادداشت را بررسی کن و موارد ناقص را علامت بزن.
این روش به تو کمک میکند تفاوت میان «آشنا بودن با مطلب» و «واقعاً به یاد آوردن مطلب» را بهتر تشخیص بدهی.
جمعبندی؛ چه زمانی از روش فهرستنویسی استفاده کنیم؟
روش فهرستنویسی یا طرحواره سلسلهمراتبی زمانی انتخاب خوبی است که مطلب ساختار مشخصی داشته باشد و از یک موضوع اصلی به سمت زیرموضوعها و جزئیات حرکت کند.
در این روش، با کمک عنوانها، تورفتگی و فضای سفید، ساختار مطلب را روی صفحه نشان میدهیم.
اگر موضوع ارتباطهای شبکهای و چندگانه داشته باشد، نقشه مفهومی انتخاب مناسبتری است. اگر هم سرعت ارائه زیاد باشد و نخواهی هنگام یادداشتبرداری درگیر مرتبکردن ساختار شوی، روش جملهای میتواند کمک بیشتری به تو کند.
بنابراین در یادداشتبرداری حرفهای، قرار نیست همیشه از یک روش استفاده کنی. نوع مطلب را بشناس و بعد روش مناسب را انتخاب کن.
در قسمت پنجم مجموعه یادداشتبرداری، به سراغ روش جملهای میرویم؛ روشی که کمک میکند هنگام کلاس یا مطالعه سریع، اطلاعات مهم را ثبت کنیم و بعداً آنها را مرتب و قابل استفاده کنیم.
